هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
مقدمه 18
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
بدينجهت فرانسه براى اجراى نقشه حملهء بهندوستان درصدد دوستى و اتفاق با ايران برآمد و سرانجام موجب پيدايش رقابت شديد سياسى بين فرانسه و انگلستان در ايران گرديد . فرانسه مىخواست راه حمله بهندوستان را در ايران هموار نمايد و بريتانيا كوشش ميكرد كه با ايجاد موانع و مشكلات ، نقشه ناپلئون را خنثى نمايد . اين اوضاع چنان اقتضا نمود كه دولت بريتانيا براى حفظ مستعمرات آسياى جنوبى و هندوستان با ايران كه از لحاظ همجوارى و موقع جغرافيائى و تسلط بر معابر و رود بهند قدرتمند بود روابط دوستانهترى برقرار سازد و لذا به تجديد روابط با ايران پرداخت . در سال 1800 ميلادى سرجان مالكم ( Sir John Malcolm ) از طرف فرماندار كل هندوستان و امپراتور بريتانيا بسفارت ايران مأمور شد و در اين سفارت به عقد قراردادى با فتحعليشاه قاجار موفق گرديد كه قسمتى از منابع استعمارى بريتانيا را فراهم نمود . مالكم پس از سه ماه توقف در تهران همراه با حاجى خليل خان قزوينى سفير فوق العاده فتحعليشاه بهندوستان بازگشت . در سال 1803 محمد نبى خان سفير ايران در هندوستان از هند احضار شد و روابط ايران و انگليس تا اواسط سال 1806 تقريبا قطع و دولت ايران مشغول توسعه روابط خود با ناپلئون بود . در اين ايام سر جونز Sir Jones كنسول انگليس در بغداد و مأمورين سياسى انگليس در بين النهرين مراقب جريانهاى سياسى ايران بودند و كوشش مىكردند عمليات دولت فرانسه را در ايران خنثى كنند . از سال 1806 انگلستان درصدد تجديد روابط سياسى و اعزام سفير بايران برآمد و در نتيجه سرجان ملكم سفير انگلستان بار ديگر مأمور دربار ايران شد ولى فتحعليشاه بخاطر روابط دوستانه با ناپلئون از ورود وى بايران جلوگيرى كرد . ناپلئون بخاطر حوادث سياسى و نظامى اروپا نتوانست به تعهدات خود نسبت بايران عمل كند و در عوض عمال انگليس بوسايل مختلف ناكامى سياست فرانسه را در ايران فراهم مىكردند . نقض عهد ناپلئون و بىثباتى تعهدات او مردم ايران را نسبت بفرانسه بدبين ساخت و احساسات عمومى مردم با مقاصد امپراتورى بريتانيا موافق آمد . مأيوس